چرا ...

نویسنده : فــریماه
تاریخ:شنبه 8 بهمن 1390-12:55 ق.ظ



چرا دنیای ما پر از دست هایی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها...


نوع مطلب : عکس  عمومی 

مداد

نویسنده : فــریماه
تاریخ:شنبه 8 بهمن 1390-12:21 ق.ظ



داستــان مـــداد 

پسرک پدربزرگش را تماشا می کرد که نامه ای می نوشت .

 بالاخره پرسید :

ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ 

- درباره ی من می نویسید ؟ 

پدربزرگش دست از نوشتن کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : 

- درسته درباره ی تو می نویسم ،

اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . 

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی . 

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید . 

گفت :

اما این هم مثل بقبه مدادهایی است که دیده ام .

 پدر بزرگ گفت :

بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . 

در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ،

تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

 صفت اول : 

می توانی کارهای بزرگ کنی

اما نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد  که حرکـت تو را هدایت می کند . 

اسم این دست خداست . 

او باید همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد . 

صفت دوم : 

گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . 

این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود . 

پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی . 

صفت سوم : 

مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم . 

بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . 

در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است . 

صفت چهارم : 

چوب یا شکل ظاهری مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . 

پس همیشه مراقب درونت باش که چه خبر است . 

صفت پنچم : 

همیشه اثری از خود به جا می گذارد . 

بدان هر کاری در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد . 

پس سعی کن نسبت به هر کاری که می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .


نوع مطلب : عمومی 

بیاموزیم که ...

نویسنده : فــریماه
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-11:02 ق.ظ



نوع مطلب : عمومی 

انتظار هشت

نویسنده : فــریماه
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-10:33 ق.ظ



انتظار هشت 


پر از توام ، بتكانی بهار می ریزم 
ستاره در قدمت بی شمار می ریزم    

شبیه شاعر پاییز برگ زردم را 
به زیر پای تو بی اختیار می ریزم    

هزار قطره نباریده دارم و آخر 
برای آمدن آن سوار می ریزم    

چنانكه ابر كه بادش به هر طرف ببرد 
به روی جاده به روی غبار می ریزم    

كبوترانه مرا تا كجا برد تقدیر؟ 
كه بال و پر سر دیر و دیار می ریزم   

 و یا كه این پر و بال شكسته را یك روز 
به شوق خاتمه انتظار می ریزم    

كلام آخر من حرف اول عشق است 
پر از توام بتكانی بهار می ریزم

حسین منزوی


نوع مطلب : شعر 

شوق

نویسنده : فــریماه
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-10:23 ق.ظ

Sakura - April 2011

Sakura 2011

  شوق

گل بر رخِ رنگینِ تو تا لطفِ عرق دید 
                     
                   در آتشِ شوق، از غمِ دل غرقِ گلاب است !

غزلیات حافظ ،غزل ۲۹:
ما را ز خیالِ تو چه پروایِ شراب است / خُم گو سرِ خود گیر که خمخانه خراب است


نوع مطلب : امام عصر (عج ) 



  • تعداد صفحات :1019
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...